تو فرض کن یه روزی که از خواب بیدار شدی چشمات بخوره به یه آسمون آبی و پر از ابراز پنبه ای و زیبایکم که بیدار تر که میشی صدلی جیک جیک پرندها رو میشنوی حسابی کش میای تا کوفتگی خواب از تنت بیاد بیرونمیشینی و دور و ورت و نگاه میندازی میگیعه وای خدایاشکرت همش خواب بوووووووووووووووودیه نفس عمیق میکشی و یه لبخند گشاد میوفته رو لبات و یه روز فوق العاده رو شروع میکنی روزی که همه اتفاقای بدی که تو خواب برات رخ داده بود قرار نیس توش رقم بخوره و تو آسوده ای که چخوب شد که خواب و بود و بالاخره بیدار شدیکاشکی واقعا خواب باشه همه اضطراب ها و نشدن های زندگی مونکاش بیدار بشیم و ببینیم رسیدیم به اون چیزی که میخواستیم به اون کسی که میخواستیم و هنوز هستن ادم ها و اتفاقای خوبی که قراره به زودی برامون رخ بدن همین:)
برچسب:
نویسنده: یوسف جعفری
تاريخ: پنجشنبه
20 ارديبهشت
1403 ساعت: 16:51